بدون عنوان

من این روزها
حسابی تو را کم دارم...
درون لحظه های منتظرم.
و این روزها انگار
اصلا نمیشود به این فکر نکنم
که چقدر برایم عزیزی...
هر چند میدانم
پر از یک عالمه شیطنت کودکانه ای
و من پر از یک عالمه سختگیری مادرانه
حواست را جمع کن...کودکم...
بیرون از آن دنیا
در این دنیا...
باید برای زندگی لبریز از انگیزه باشی
دنیای اینجا با دنیای اکنون تو فرق دارد...مادر
من تازگی ها کشف کردم
که تو آنجا که هستی
میخندی... اشک میریزی...
و پلک های کوچکت را باز و بسته میکنی...
احساس میکنم داری خودت را پیدا میکنی...
کاش زودتر صورتت را میدیدم
صورت قشنگ کودکانه ات
حتما شبیه ارکیده ها زیباست...
راستی خبر داری؟
یک قسمت از تمام دغدغه های روزانه
آرامش خیال کردن حضور توست...
من مادر توام...
تو کودک منی...
حتی اگر بزرگ شوی...
باز هم تو کودک منی...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

بدون عنوان 

